غزال عاشق

غزال عاشق

***********

گل سرخ فام هستي ز بلورِ جام دستي

دو سه روز پيش صبحي به مَنَش سپرد مستي

به دوصد كرشمه فرمود كه :اي غزال عاشق

به رواق ما ،درآ چون تو نه مست ومِي پرستي

جم و تاج وتخت و كوثرهمه هديه ات چنان که

زتنعمات عالم دل و چشم و گوش بستي

به عبادت اَر نشيني  به تشّهد اكتفا كن

به بهاي خدمت خلق ،از اين بهانه رَستي

دل پاك و جان آگاه دو زيور الهي است

به درآ، به اين شمایل زتو باد دور پستي

اگرَت نخيل جان را به ادب كني تو و اصل

همه جا به جا نمایي به جهان،به ضرب شستي

ادب و حضور و زُهد و سحَر و فا نگهدا ر

كه نه حاصل ازخورو خواب و نه اعتراض وخَستي

به اشاره آشنايي تو و غفلت !!   آه سيد

سر و پا بر هنه بگذر ،زپل صراط جستي

نکاتی قابل تامل درباره فقــــر

نکاتی قابل تامل

درباره فقــــر

**************

فقر اينه كه پس از يك عمرمراقبت ومحبتِ

پدر ومادر براي تو،حاضر به نگهداري واحترام

متقابل آنها در پيري نباشي!!

فقر اینه که شامی که امشب جلوی مهمونت

 میذاری از شام دیشب

و فردا شب خانواده ات بهتر باشه؛

فقر اینه که بچه ات تا حالا یک شهر بازي،

هتل ومسافرت رو تجربه نکرده باشه و

تو هر سال نذري راه بندازی و روضه خواني....

فقر اینه که ماجرای عروس فخری خانوم

 و زن صیغه ای پسر وسطیش

رو از حفظ باشی اما ماجرای مبارزات

جلال آل احمد،بابک خرمدین و كوچك خان رو ندونی؛

فقر اینه که ۲ تا النگو توی دستت باشه

و ۲ تا دندون خراب توی دهنت؛

فقر اینه که روژ لبت زودتر از نخ دندونت تموم بشه؛

فقر اینه که از شاملو وسهراب وسعدي

 و مولانا و رودکی و خیام چیزی جز اسم

 ندونی اما ماجراهای آنجلینا جولی ومايكل

جكسون وكلثوم رو پیگیری کنی؛

فقر اينه كه وقتي براي مردم صحبت ميكني به صرف اينكه

به حرفات گوش ميدن اونارو هالو حساب كرده وهرچه از دهنت

در مياد تف بدي وتازه اجازه بحث و پرسش هم به كسي ندي

فقر اینه که وقتی با زنت می ری بیرون مدام

بهش گوشزد کنی که موها و گردنشو بپوشونه،

اماوقتی تنها میری بیرون جلو

پای زن یکی دیگه ترمز بزنی و بهش بگی خوشگلهه؛

فقر اينه كه يك عمربا بيگانگي از خود،

 خودت نباشي وبراي رضايت ولذتهاي

ديگرا ن نقش بازي كني!!

فقر اینه که وقتی کسی ازت میپرسه در ۳ ماه

اخیر چند تا کتاب خوندی برای پاسخ دادن

 نیازی به شمارش نداشته باشی؛

فقر اينه كه مردم وارباب رجوع رو علاف

خودت كني و به بهانه مجلس وروضه و....

بري دنبال كارت…..

فقر اینه که ۶ بار مکه رفته باشی ،بماند

 وِنیز و برج ایفِل، هنوز درياي شمال وطبيعت

زيباي خداوندي كشورمون رو ندیده

باشی؛!!!

فقر اينه كه توي محيط كاري دنبال چاپلوسي

 و ريشه زني رقيبات باشي تا شايد از اين گذر

 چندصباحي رييس تر ويا وضعيت

معيشتي بهتري داشته باشي!

فقر اینه که فاصله لباس خریدن هات از فاصله مسواک

خریدن هات کمتر باشه؛

فقر اينه كه در مراسم تشييع وسوم وهفتم

وچهلم وسالگرد مرحومي از مقامات پاجفت

باشي اما در صله رحم فاميلي وتوجه

به نزديكان بي خيال بشي..

فقر اینه که کلی پول بدی و یک عینک تقلبی

 بخری اما فلان کتاب معروف رو نمی خری تا

فایل پی دی اف ش رو مجانی گیر بیاری

يا كپي بزني؛

فقر اينه كه وقتي ميري مسجد نماز بخوني

از بوي گند پاها ودهنت مردم

ديوونه بشند ولي روزي كه قراره بارييس صحبت

 كني يا جلسه داشته باشي

به خودت برسي وشيك ومعطر بشي !!!!!!

فقر اینه که حاجی بازاری باشی و پولت از

پارو بالا بره اما کفشهات

واکس نداشته باشه و بوی عرق زیر بغلت

حجره ات رو برداشته باشه؛

فقر اینه که توی خیابون آشغال بریزی و از تمیزی

 خیابونهای اروپا تعریف کنی؛

فقر اینه که ۱۵ میلیون پول مبلمان بدی، بماند

 اينكه خونوادتو در تنگناي

معيشتي قرار ميدي غیر از كوچه هاي شهرت

هيچ جاي

ديگه ي دنيا رو ندیده باشی؛

فقر اينه كه وقتي كسي به تو احترام ميذاره

خودتو بگيري وباورت

بشه كه خوبي از تویه و اون وظيفه شه...

فقر اینه که ماشین ۴۰ میلیون تومانی سوار بشی

 و قوانین رانندگی رو رعایت نکنی؛

فقر اینه که به زنت بگی درس نخون، کار نکن،

ما که احتیاج مالی نداریم؛

فقر اینه که بری تو خیابون و شعار بدی

که استقلال و آزادي ودموكراسي،

اما تو خونه بچه ات جرات نکنه از ترست

بهت بگه که بر حسب

اتفاق قاب عکس مورد علاقه ات رو شکسته؛

فقر اینه که ورزش نکنی و به جاش برای

 تناسب اندام از غذا نخوردن

و جراحی زیبایی و دارو کمک بگیری؛

فقر اینه که تولستوی و انشتين واديسون ....

برات چیزی بیش از

یک اسم نباشند اما تلویزیون خونه ات صبح

تا شب روشن باشه؛

فقر اینه که وقتی ازت بپرسن سرگرمی و

 علاقه مندي هاي تو چی هستند بعد از یک

مکث طولانی بگی موزیک و تلویزیون؛

فقر اینه که در اوقات فراغتت به جای سوزاندن

چربی های بدنت بنزین بسوزانی؛

فقر اینه که با کامپیوتر، کاری جز ایمیل چک کردن

 و چت کردن و  پاسور وموزیک گوش دادن نداشته باشی؛

فقر اینه که کتابخانه خونه ات کوچکتر

از یخچالت(یخچال هایت) باشه؛

واما شما........

شما فكر ميكنيد فقر چيه؟؟؟؟؟

بي قرار

بي قرار

 

خوش بُوَد آنگه مرا اين روزگار

كَز وفا آيد كنارِ من نگار

حُسن رويَش، چون گل آرايي عزيز

رويَد از هر دل غُبار و خار و زار

نرگسِ مستَش چو صيّادان عشق

در كمانِ ابَرويَش ميلِ شكار

كُفوِ ارزش هاي بي همتا شوَد

گلعذاران دلبري، در اين ديار

در دلِ ديوانگي هُشيار و مَست

در دلِ مستي مثالِ هوشيار

همچو مجنون در تواضع سر به خاك

همچو سرو از مهرباني، شهريار

تاج عشق و عقل او ريزد به سر

سركشانِ نفس را اندر حصار

دل، مرا با عشق مي آيد به كار

دلبرِ بي عشق را با دل ، چه كار؟

اي خوش آن بَزمي كه هر بينا دلي

حِس كُنَد دلداده اي را در كنار

زاهدان را عُزلتِ جان مُعتبر

عاشقان را عشقِ جانان اعتبار

مي گريز از وصلتِ بادِ خزان

تازه كن حالي ز بادِ نوبهار

نغمه ي هستي در عالم ساز كن

از درخت زندگي با افتخار

جامه يِ ديبا به حكمت داده اند

صد جهان در خلقتِ اين پود و تار

ديده يِ پرمايه بايد چون علي (ع)

تا تو را تسليم باشد ذوالفقار

ناز و نعمت چيست؟ گيري دست يار

سايه يِ سردِ درخت و جويبار

شبنمِ عشق است كو در جان فتاد

محورِ چرخ فلك را اقتدار

كامِ صد جام از عطش بر آوري

گر تو را ايزَد نمايد كامكار

اشك شوقم ريزد از دريايِ دل

ديده ام در فِرقَتِ جان داغدار

حال سيد را بپرسيد عشق، گفت:

بي قرارم ، بي قرارم ، بي قرار

رندانه

رندانه

********

از عشق سخن گُفتي ، دردِ دل ماسُفتي

واين كعبه ي جانان را آتش زدي وخُفتي

چون برقِ نگاه تو ،بر لوحِ وجودم شد

 جُز مستي ،در اين پرده هر عيب دگر رُفتي

مي آيي و سرمستي، اي جامِ جمِ جانان

 خارِ دلِ ما كَندي، رنج وغم ما سُفتي

از چيست فرو ريزي ،پيمانه ي گلرنگم ؟

 گيرم دل ما هيچ است ،اما نه به اين مُفتي

خواهم به دو صد خواهش گل بوسه يِ جانسوزي

 ترسَم كه شود حاصل در چشم تو اَم اُفتي

سوداي وصال تو در دام بلايم برد

 باشد كه تو هم روزي در دامِ بلا اُفتي

در كشورِ دلداران دلهاي گران ديدم!

غير از دل ما دارد هر دل به بَرَش جُفتي

عشقِ سرو مهرِ جان در بزم پري رويان

 با دل به كمال آيد چون جامه ي زر بُفتي

در كويِ منا مارا عمري به صفا بُردي

جانا زچه با سيّد رندانه سخن گُفتي!