معماری ومهندسي كالبدي در ازدواج ( هویت ازدواج و ماهیت نسل )+از متن كتاب مهندسي انديشه هاي معنوي
معماری ومهندسي كالبدي
در ازدواج
( هویت ازدواج و ماهیت نسل )
از متن كتاب
مهندسي انديشه هاي معنويتاليف نويسنده
کلیه مواد در عالم شامل دو قطب هستی خود هستند که منحصرا در ترکیب با هم منشاء اثر گشته و به محصول می نشینند.
جماد ،نبات وگیاه هویت خود را در بارداری و ازدواج قطب موافق ومخالف خود پیدا می کنند و با تولید مثل خود راه تکثیر و بقاء نسل را گشوده نگه می دارند.
در این میان ، نوع بشر نیزاز این قاعده مستثنی نبوده و در ترکیب و ازدواج با نوع مخالف خود کانون تکثیر وتاثیر می گردد.پس این فرآیند را در جمیع موجودات عالم تا رسیدن به بذر و هسته تولید می توان ردگیری نمود.
ترکیب و تزویج دو عنصر مادی در نتیجه برنامه ریزی و جهت گیری برای ایجاد محصولی جدید صورت می گیرد وگرنه امری بی جا می نماید. پر واضح است که نوع انسان نمی تواند آن محصول باشد که فقط بذری بالقوه است.
در ازدواج انسان خاکی که مظهرکمال حضرت حق می باشد نیز هدفی جز به فعلیت رساندن استعدادها و گشودن راههای رشد و تعالی مدنظر نبوده است و گرنه در موضوع تکثیر نسل ، با سایر موجودات مشترک است.
با این حساب ازدواج بایستی به نوعی تحول و پیشرفت ختم گردد و کمال آن پیوسته به تکامل یعنی هم کفو بودن زوجین است. نتیجه آنکه اگر ازدواج آدمی به تکامل و رشد در خور انسان و جامعه نیانجامد ، عملی بیهوده و از آفات است.
ازدواج محصول یک تصمیم آنی و تشخیص و قضاوت محدود به زمان و مکانی است که دومزدوج از همدیگر پیدا کرده و یا از طریق دیگران به آنها القاء شده است ، لذا تعمیم آن قضاوت بر کل زمان و مکان بی معنی و بی اعتبار است.
متاسفانه آنچه ذهن جامعه به آن عادت کرده و خواستگاه مزدوجین گردیده است ، فرار از تنهایی ، تکثیر نسل و ورود به زندگی اجتماعی است که به دلیل اعتبار نسبی آن ، عمر مفید کوتاهی هم دارد. از آن رو نگاه به همسر همچون کالایی است که در مقطعی از زمان برای رسیدن به مطلوبی مختصر جزو ضرورتها و نیازها شده است.
آنجا که تبادل افکار و احوال و احساس دو زوج به بار نشسته و از مواهب فطری همدیگر منتفع می شوند ، ترکیب این تبادلات حلال ، معادلات بسیار پیچیده و سخت زندگی شده و آنها را به طبقات رشد و تعالی سوق می دهد. تقویت و تکرار این حالت از روابط ، راه را برای صعود و تعالی هموار و دامنه های سقوط و ناپایداری آدمی را مسدود می نماید.
ناکامی ، نا آرامی و رخوت زندگی فردی و اجتماعی خانواده ها و مزدوجین حاصل بی مایگی و هم کفو نبودن ازدواج است که نتیجه ای جز سکون و اضمحلال ندارد . این همان برداشت و اقدام مقطعی مبتنی بر خواستگاه مادی از این زمینه شورانگیزو پررمز راز الهی است که متاسفانه نوع بشر مبتلا و گرفتار آن است.
زندگی عاشقانه یعنی همان حرکت صعودی و جذبه ای که در نتیجه ترکیب هورمونی در جسم و فکر و احساس ازواج رخ داده و منشاء تحول و تغییر رو به جلو می شود.
چه زندگی های مشترکی که فقط صحنه مسابقه تحمل طرفین است و با حداقل مشترکات خود زندگی می کنند.
مشترکاتی که فقط در مرحله انتخاب دیده شده و سپس به باد فراموشی سپرده شده است.
تاکید در پایداری و تقویت نقاط مشترک ، شرط اعتلا ؛ و گسترش آنها و تعمیم و تکثیر آن مایه اصلاح اجتماع است.بذرو هسته های ناقص الخلقه در هر موجودی نمی تواند قبل از اصلاح و سازندگی ، منشاء سود و محصول مطلوب گردد.این قاعده ثابت در نظام هستی از اسرار قابل مشاهده است.
فرزندانی که در نتیجه فقر عاطفه و استحقاق عشق و احساس پای به دنیا می گذارند، به دلیل ضعف و ناتوانی هورمونی ، فاقد صلاحیت های ذکر شده در روند اصلاح و تحول خود در آینده خواهند بود و این حداقل ظلمی است که دامن مزدوجین بی تعهد را لکه دارمی گرداند.
این همان حقیقت گمشده است که پدران و مادران ، خود خواسته ناخواسته از آن رنج برده ، فرزندان خود را نیز اسیر آن کرده اند.
به همین دلیل می گویم:
آنکه بدون اراده ، عاشقانه پای به زندگی و خانه بخت می گذارد گناهکاری است که خود منشاء هزاران جرم و خطای ایجادی است.
با ازدواج شجره جان بنی آدمی به محصول می نشیند ولیکن محصول حاصل از این شجره را چه ارزش و بهایی باشد ، شرط ، هم کفوی ازدواج است.
هم کفوی یعنی آرامش سواحل قلوب دو عاشقی که مشتاقانه در انتظارامواج خروشان دل دریایی هم اند ، در انتظارنزول لطف و رحمت به آسمان نگاه هم خیره شده و با دست محبت ، قلوب همدیگر رامی نوازند.
ازدواج واقعی مانع رشد وتعالی نیست.
ازدواج با هم کفو وابستگی به همراه ندارد بلکه همبستگی و وحدت وجود به ارمغان می آورد. ازدواج واقعی گرچه با اسباب مادی خیزش پیدا می کند ولی در بسترمعنا به بار می نشیند ؛ این ازدواج دیدگان آدمی را بیناتر و گوشها را شنواتر و قلب ودل و احساس را لطیف و مهربانتر می نماید.
گرچه جسم واعضای ماده نیز به توان وتحرک قابل توجهی رسیده و خستگی ناپذیرمی شوند لیکن محصول نهایی آن ، تحرکی بی بدیل در انجام تواناییهای عرصه مادی و حضور پرشور وموثری در ابعاد معنوی است.
برد موثر ازدواج و ترکیبی که پایه شهوانی داشته و خارج از معیارهای عقل و خرد است، رسیدن به لذت های مادی صرف،
و آنها که محاسبات و مصلحت سنجی های سود و ضرر می نمایند رسیدن به ابعاد مادی و دنیایی است.
تنها ازدواجی انسان رادر پلکان ترقی رو به کمال می برد که در بستر اندیشه ای ، موزون شده و تحت تدبیر معرفتی نفس ملامتگر قرار گیرد.
در این صورت فراخنای هستی آغوش خود را برای پرواز این دو پرنده گشوده و با لشکری از لطف و رحمت و برکت او را همراهی می کند.
سید محمد شجاعی (سید پردیس)