در کیفیّت سحر+ماه مبارک رمضان

در کیفیّت سحر

 

سحر بهترین کیفیّت زمانی برای آغـاز زندگی است و شـرط موفقیّت هر امــری در آغازی خوب و با کیفیّت است.

وقتی کاری در منتهای معرفت و آگاهـی و توانمندی آغاز می شود مسیر هدفمنــد آن سرشار از منافع است.

آغاز روز همان نیمه شب است که تاریکی را به دو قسم تقسیم می کند و من آن را به قسمت ابتدا و انتها تقسیم می کنم.

قسمت تاریکی انتهـا، آن مدّت از زمــان است که ازپایان روشنائی روز شــروع می شود و حاصـل خستگی، آلودگی و فعالیّتهای مادّی و رفع نیازمندیهای نوع بشر است که اوج آن لحظه مقابله معکوس خورشید است و قسمت ابتدای روز، زوال آن تیرگی در جهت رفع تاریکی و آغاز بهره گیری از رفع خستگی ناشی از خواب و استراحت و مجال دوری از سروصداهای روزگار.

 تنهایی و سکوت و پاکی هوا، این همه سرمایه شب زنده داری است که برای زندگی از نوع زنده دلی خود تلاش می کند.

دعا و مناجات و ذکر خالق هستی زمزمه شیرین زنده دلان سحرخیز و شب زنده دار است.

سحر در همه ایّام سحرانگیز و پر محتواست و در ماه مبارک رمضان پرشورتر.

این شور حاصل انفاس قدسی انسانهائی است که به شوق و طلب معرفت از دل ظلمانــی شب تاریک زندگی عبور کرده و بر ساحل روشنایی و زلال اقیانوس زندگی در بندگی می نشینند.

ما سحر را برای ارتــزاق معنویّت آن و دمخور شـدن با آن در طول روز بیــدار می شویم نـه برای غذاخوردن و دیگر نخوردن تا پایان روز.

هر روز ما حاصل جمع چهار فصل است:

1- بهاری که از سحر تا طلوع آفتاب است.

2- تابستانی که از طلوع آفتاب تا بعد از نماز ظهر است.

3- پاییزی که تا غروب آفتاب طول می کشد.

4- زمستانی که تا نیمه شب است.

ما در بهار روز خود به نعمت بیداری می رسیم و سرشار از رحمت پروردگار تا شکوفه هــای رشد و تعالی را بر سرشاخه های زندگی خود بپروریم سرزنده و امیدوار به فضل پروردگار هستی به محصول نشسته و در رگ حیات جاری  می شویم.

پاییز روز را به خوشه چینی و نتیجه گیری از فعالیّتی جانانه مشغول شده و به استراحت و جبران توان از دست رفته اقدام می نماییم.

زمستان را صرف خانه نشینی و مقاومت در مقابل کاهلی و جمودی و سردی مزاج فکر و تن می کنیم.

و از اندوخته های فصول گذشته بهره می بریم. ما زمستـان را می توانیم از حیث اینکـه نقطـه مقابل آسایش ماست به گوهری گرانمایه تبدیل کینم که خود آغازی شکوهمنــد و حیات بخش باشد و بر عکس از ثمره پاییز و تابستان نیز به حجره اعتکاف نشسته و بی بهره باشیم تا بهار و بنیان زندگی در بندگی را محکم و استوار کنیم.

سحر در حقیقت کانون حیات و محور زندگی است که اگر محفوظ و پرمحتوا بماند ضامن بقای حیات است.

محصول بهار زندگی و سحر عشق است.

عشقی که پایان زندگی را به لقاءالله متصّل می کند.

علما، فقها، دانشمندان، متخصّصان و انسانهای سودمند و  باارزش و بامعرفت، محصـول بهار زندگی و یا سرمست از میوه و کرامت ناشی از سحرند.

آنها که واجد آگاهی های معنوی هستند در سحر به ارتزاق و بهره مندی از ارزشهای معنوی آن از جمله خلوت و نیایش و مطالعه در راه روشن بینی و کمال مشغول می شوند و چقدر قابل ترحّم و بی مقدار است آن که صرفاً به تغذیه جسم خویش پرداخته و با تجهیز قوای بدنی خود نه تنها به جسم مادّی خود سودی نمی رساند که از منافع سلامتی، انتظام و برخورداری شگرف تحوّلات معنوی در رابطه با اعضاء و جوارح عقب می ماند.

 روزه دار در سحر بر سر سفره خداوند میهمان می شود، از مایده های بهشتی بهره مند است و آن مایده جز برخورداری از انرژی معنوی و تزریق روح زندگی عاشقانه و عارفانه در کالبد جسم مادّی نیست.

برای درک بهشت و همنشینی با ملکوتیان و همجواری در قرب پروردگار هستی، بایستی به درک سحر رسید که نمونه ای از آن فیض عظیم است.

سحر پایگاه رصد و انتظار خورشیداست تا تیرگی حوزه زندگی انسان به روشنایی و صفا مبدّل گردد

حقیقت ((روزه))

حقیقت ((روزه))

در ماه مبارک رمضان

((روزه)) دستور حضرت حق و روشی حساب شده برای تربیت و هدفدار کردن توانائیهای روح و جسم آدمی است.

امساک از خوردنی ها و لذایذی که روح و جسم و جان آدمی را از مقام بندگی صرف منحرف و به وادی غفلت و خسارات جانبی می رساند از مقرّرات ویژه آن است.

تأثیر خوردنی ها و لذائذ تنها بر جسم مادی نیست که محصول آن بازخورد روح و احساسات معنوی انسان است.

تأثیر آگاهی های معنوی بر رفتار و کردار و احساسات عملی آنقدر زیاد است که جائی برای بررسی اثر و همجواری مواد باقی نمی گذارد.

حال آنکه نوع بشر از امساک و پرهیز، فقط سلامتی جسمانی و احیاء ظواهر خود را طلب می نماید.

موادّ غذایی و فضای زندگی تابع نیروهای تأثیرگذار و برخواسته از آگاهیهای معنوی است که متأسّفانه مورد توجّه قرار نمی گیرد.

روزه تشنگی و گرسنگی روزانه نیست بلکه روزنه ای است به دنیای بزرگ بیداری و هوشیاری که در آن از اسارت و بردگی و جهل و غفلت خبری نیست. دنیائی زیبا و آرام بخش از همجواری

مخلوق و همنوایی آب و باد و خاک و آتش و اطاعت و فرمانبری از خالق هستی.

راستی روزه ماه مبارک رمضان تا چه اندازه ما را به این روزنه زیبا نزدیک کرده است؟

این روزنه را در خارج از خود جستجو نکنید که او در چشمان هراسان و نگران شماست نه آنکه در بیرون از خود بلکه در درون و خویشتن خودتان.

چشم دل باز کن که جان بینی                  آنچه نادیدنی است آن بینی

رمضان مظهر رموز بیداری انسان است از خواب سنگین زندگی مادی و پرواز در پهنه گسترده حیات و زندگی معنوی.

اگر بنا باشد که ماه مبارک رمضان تأثیر بخور و نخور و امر و نهی های ما را بر جسم مادی حل کند انجام این امور در سایر ماهها هم امکان پذیر است ولی در اینکه این مـاه را مـاه میهمـانی خدا نام نهـاده اندبایستی تعمّق کرد.

در میهمانی خدا خبری از خوردن و خوابیدن و عیش و نوش مادّی نیست بلکه مقام برخورداری و رضایتمندی مطرح است آنجا مائده معنوی بر سفره دلت می گذارند از جنس میوه درخت آگاهی که پدرت آدم در بهشت میل نمود و با آن دنیایی را مسخّر کرده خلیفه به حقِّ خدا در زمین شد تا آنجا که بهشت را لایق او ندانسته و او را بر کرسی صدارت عرش و فرش و ملکوت نهادند و بهشت جزئی از مبادی برخورداری او قرار گرفت.

آری او که به اکراه و تنفّر و اجبار، سحر را بیدار و با بی رغبتی خوراکی را میل و دوباره به خواب رفته در انتظار افطار لحظه های جهنّمی روز را سپری می کند چگونه می تواند از تأثیر و نورانّیت موضوع بهره ببرد.

حتّی کسی که در غفلت و بی خبری فقط به امساک از خوردنیها می پردازد و از هوشیاری معنوی و تأثیر این کلاس تربیتی بی خبر است جز به هوسرانی و یا سوءاستفاده از این سفره پربرکت مشغول نیست و به قول بزرگان روزه حیوانی گرفته است.

روزه و امساک در سایر موجودات به صورت جبری و غریزی انجام می شود تا منشأ سودمندیهای مناسب خود گردد.

ایّام و فصول سال هر کدام سرشار از مواهبی است که در زمان خود ظهور می کند و موجودات را برخوردار.

لذا آنجا که درختان و حیوانات به خواب زمستانی فرو رفته و نوعی امساک را در طبیعت مشاهـده می کنی در حقیقت یاری گرفتن و بازسازی انرژی درون و برون است تا در وقت مناسب به حضور خود در هستی ادامه داده و با انجام مأموریّت الهی خود موکّلین خود را سرشار از نعمت و رضایت نمایند.

امساک و ریاضت آنها در واقع ابراز سلامتی آنهاست تا در بهاری دیگر زندگی خود را به طور مطلوب و مناسب ارائه داده و بار رسالت خود را به مقصد برسانند.

روزه راز سلامتی و حفظ اعضاء و جوارح برای بندگی و خدمت به خلق خداست که بر اقوام قبل از ما نیز واجب شده است و کلاسی است سازنده برای رشد و تعالی روح تا پر پرواز بهشتمان گردد.

روزه اعلام پایداری و قدرتمندی روح بزرگ انسان در مقابل نفس سرکش و تمایلات بی مقدار اوست روح ما در ماه مبارک رمضان اعلام استقلال و برائت از وابستگی می کند.

حلقـه گمشـده

حلقـه گمشـده

 

(به مناسبت تولد فرزندم سیده سهیلا در 16 شعبان  1430)

مطابق با17 مرداد 1388

 

حلقـه ی گمشـده ی زنـدگـی ام پیدا شـد                

 این دل نازک عاشـق کشم از هـم وا شد

 

لطف حـق جـام بلور جَم و جان اهـدا کرد                

 پرتـو یـوسف کنعـان به روانــم جـا شد

 

زیـن عمـل راحتـی روح شـد ارزانـی مـا                

 نفس بدخـواه زمـان منفعـل و رسـوا شد

 

دوش مـا بـار امـانت ببــرد تا بـر دوست                

فـرصت ایـن هنـــر از قایلـه اعــدا شد 

 

جان ز تنهایی این کهنـه سرا پـر زد و رفت                

 در فضـای ملکـوت هم نفس صحـرا شد

 

عطـر پیـراهـن دردانــه بـه آفـاق رسیـد                  

گـوهـر ناب نهـان در صــدف اعـلا شد

 

زندگـی حـال و هـوای دگری پیشـه نمود                  

صـد سبد مایـده هم هدیـه آن رعنـا شد

 

هر طرف می نگرم شور و نشاط است مرا                   

حامی و حافظ او فاطمـه زهـرا (س) شد

 

بلبـلان چمـن زندگـی سـرزنـده و مست                  

شمع و پـروانـه قریـن گل بـی همتـا شد

 

ماه ذی الحجه به تاریـخ نشان کن سید

هدیه  نیمه شعبان به تو ، سُ- هیلا   شد

پیش کش اهل دل برای نیمه شعبان

وعده بیداری

 

ای نادره خلقت که عمریست جلو داری       

این عقده دل از ما، وقتی است که برداری

       ای روح و دل حیدر، فرمانده و سرلشکر          

 ما در قدمت نوکر، تو آقا و سالاری

          زندانی و دربندیم، محروم ز لبخندیم               

 بگشای رخی برما، از آنهمه دلداری

            درشوق وصال تو، گوئیم بیا مهدی              

 سوزیم و همی سازیم، راهیست زناچاری

  در وادی خوش بینی، باری ز خرد دور است   

 کم صبری ونومیدی، بدعهدی و بیماری

     جان در ره عشق تو، دلخسته تر از دل شد      

 سودای وصالم نیست، جز وعده بیداری

     یوسف که به زندان شد، با خلق خدا همدم       

 غافل دمی ازحق شد، اندر دم هوشیاری

سید ره ایمان رو، واز عشق در این ره دو

دور از تو دراین درگه، بیگاری و بی عاری

خوشه بخت

«خوشه بخت»

 

روزگاری گذشت و ســپُردم ،عمر وجان در وصـالِ مهِ او

در به در پا برهنه شتابان ،شُـد سـئوالم به هر برزن وکــو

 

بر مشامَم رسد هر زمان از ، طَرفِ جــام جهان بوی نابـی

دِه دلــی تا دَمــاغی بَر آرم ،بَهرِ جـانـانـهِ بوییــدن بو

 

آن زمانی که کفگیر عقلـت،بر ته دیگ اندیشه ات خــورد

اندکی در گــریبان نمـا سر، با تواضع بگو ذکرِ یا هــــو

 

حال و آینده وماضی ما ،آفت چرخِ گـردون و مهر اســت

سعی در جاریِ زندگی کُن، با کم وبیشِ دوران نمـا خــو

 

همرهان در عبـورِ تـو ای دل ،از مسیر طریقت شریکـــند

آبِ جاری نگردد دلش سنگ ، از رفاقت به سنگِ تهِ جـو

 

در فراز ونشیبِ گــذر از ، جــادهِ سختِ این زندگـــانی

نیست عجب گر که پیدا شَود دَر،لقمه نان وسبزی یکی مـو

 

پنجه در پنجه دیو ودَد کُن ، خوشهِ بخت خود را رَصد کن

چشمِ دل سوی دادار انداز ، رو شتابان به هر کوی وهر سو

 

سید اَر می ستاید و بالد، صاحب عشقِ شیرین و ناب است

نی ز رویِ بُتان درکشـد روی، نی رَود از جمـال تو از رو

ماه نور

مـاه نـور

                                           ( رمضان المبارک)

 

نور در راه است قلب خویش دست افشان کنید

                             چتـر گیرید از سر و یکباره تن را جـان کنید

مشعـل آمـادگــی را بـر فــراز روح و نفس          

                         شعله ور دارید و خان و مان خود میهمان کنید

مهــر و مـاه و جملـه استـارگان کهکشـان

                               وام دار کشـــــور نــورانـــی ایـــران کنید

عطــر پاکی و شراب لیلـه القـدر طهـــور

                              هدیــه جـان جهــان، ارزانــی خـوبـان کنید

نعمت بــــی انتهــــای آیت پـروردگــار

                           اهـل ایمـانا: تفضّــل، جملـه نوش جـان کنید

کعبه تنهــا نیست، کــو بر بندد احـرام سیاه

                           کعبـــه دل را مــطاف لشکـــر ایمـــان کنید

میهمــان ویــژه عـرش خـدا گَـر می شوید

                        حیف از آن ایّــام، تا کـه صـرف آب و نان کنید

                   دست اقبــال الهــی ســوی اهـل دل دراز

                  سیّـدا با اهـل دل آن را که دانید، آن کنید