نکته هایی از کتاب هدیه های زندگی در بندگی که بزودی
دردسترس اهل اندیشه قرار خواهد گرفت
برای مطالعه متن کامل این کتاب در فهرست مطالب این وبلاگ جستجو فرمایید
۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰
۰۰۰۰۰۰۰۰
360- وقتی سیستم سازمانی جُرم ساز و مجرم پرور است،
چقدر زشت و ناصواب است کسی را وادار به جرم کردن و سپس به عنوان مجرم محاکمه کردن.
361- ارزش سازی بر اساس مقتضیّات زمان و مصلحت زندگی
یکی از زیرساختهای رشد معنوی در جامعه است وهر چیزی که
مبنای رشد و تعالی انسان شود ارزش است.
362- افکار حقارت آمیز را از سرخود دور کنید که اهمیّتی ندارند با
اعتماد و ایمان به نفس و خویشتن آرزوهایتان را عملی کنید.
363- می خواهم ذکری مؤثّر برای آنها که گرفتار افکار و مسایل
خارج از خود هستند بیان کنم که واقعاَ معجزه می کند: بی خیال،
ولش کن. روزی پنج بار در پنج موقع.
364- در رویارویی با مردم روزگار به این نتیجـه رسیدم که پاسـخ
مراجعاتشان غیر از این چهار تا نیست: به من چه- به تو چه –
دلم می خواهد- نمی دانم و هر پاسخی که به این معنا
بیانجامد، تو را از شرّ دنیا و آخرت نجات داده است.
365- تقلید و دنباله روی در هر امری نتیجه جمودی و تأیید بی
لیاقتی خویش است. چرا لایق نباشیم؟
366- طبق قانون عدالت پروردگار همه انسان ها به اندازه لیاقت
شان از دنیا سهم می برند چرا ما بی نصیب باشیم؟
367- شما قادرید و حق شماست که بر کشور وجود خود
فرمانروایی کرده و هر کدام از اعضاء و جوارح خویش را به کاری
امر و یا نهی کنید. مشروط به این که تشویش و نگرانی و غم و
ترس را از خود دور کنید و ضمیر خود را از شادی و تندرستی
اشباع سازید.
368- عاشقی و روشن بینی همچون کبوتری سفید است که به
اتّفاق و یا از سر توفیق هر از گاهی بر بام زندگی شما می
نشیند او را به خانه و بر سفره دلتان دعوت کنید تا از مواهب
حضورش بهره مند گردید.
369- زناشویی ظهور عشق آسمانی است، آنگاه که رشته انس
آن با ملکوت قطع شود چیزی جز عمل حیوانی نیست.
370- دوستی، پیوند و گرایش عاشقانه دو فرد است که برای
نمایاندن وجهه محبّت و یاری پروردگار د رضمیر انسان های پاک
نهاد مستقر کرده اند.
371- آن چه مصرف نشود اسراف است گر چه رعایت حد و اندازه
مصرف، شرط سلامتی عقل است.
372- آن گاه که دیگری را می بخشی بزرگ ترین خدمت را به
خودت کرده ای.
373- همیشه ارزش چیزی را که به دست آورده ای با بهایی که
برای آن پرداخته و یا از دست داده ای بسنج، که چه خریده ای
مهم نیست بلکه چند خریده ای مهم تر است.
374- ایمان و اراده عقلانی سلاح هر انسانی است که خواهان
زندگی آرام و موفّق است، وقتی که به واسطه ملاحظات جانبی
بر آن پای می گذاری زحمت دشمنانت را کم و خود را خلع
سلاح کرده ای.
375- کسب اطّلاعات منفی از دیگران همچون زباله ای است که
بر دوش نادان حمل و به او دلخوش است.
376- زن در موضع ناز است و مرد در موضع نیاز، زن عاشق
دوست داشته شدن است و مرد عاشق دوست داشتن، زن
مشتاق دیده شدن است و مرد مشتاق دیدن...
با این همه آن گاه که مرد غرق رؤیاهای عاشقانه و بر سر کار و
دلدادگی است زن در نقاب دلبری کانون فتنه می شود. شاید
برای اینکه تنور زندگی خاموش نگردد.
377- زنان در کمال زرنگی، ساده لوحانه عمل می کنند و مردان
در کمال بی فکری، مقتدرانه تصمیم می گیرند حال آن که، نتیجه
کار متفکّرانه زنان کمتر از کار مقتدرانه مردان است. قوام و
صلابت شرط پیروزی است.
378- هرگز به گذشته برنگرد مگر این که بخواهی تجربه ای از آن
استخراج و یا حقیقتی را از آن بیان نمایی.
379- زن با داشتن دو خصوصیّت اصلی از مرد متمایز می شود،
ملاحت و نجابت، فقدان هر یک از آن دو، او را از لطف زنانگی
خارج می کند. چه بسیارند نجیبانی که دلبری را نمی دانند و چه
بسیار دلبران ملیحی که فاقد نجابتند. افسوس که هردو دسته از
لطف زنانگی خارج و در جرگه زیان کارانند.
380- همیشه شانس و اتّفاق تعیین کننده نیست تشخیص
عقلانی، عشق و علاقه ما را در انجام هر امری موفّق و خوش
بین می کند.
381- حسادت در زنان خصوصا در رقابت همسری، غدّه فعّالی
است که فقط با مرگ آنان نابود می شود.
382- بلندپروازی، لطافت و شکنندگی، زنان را محتاج قیمومیّت
مردان کرده است که اگر نبود هرگز آنان را برنمی تافتند.
383- آشپزخانه مکانی است که بخش اعظم عمـر زنـان در این
فضا می گذرد در حالی که زایدترین قسمت و نامناسب ترین
طرّاحی و کم ترین توجّه در نقشه های ساختمانی متعلّق به آن
است. چرا؟
384- آن که در زندگی بیشتر از سهم خود طلب کند روح خود را
به دار انتقام هستی سپرده است.
385- ارزش جسم و جان هر کس بسته به وسع معرفت اوست
از این رو مردان حق را آرامگاهی درخور است و اهل طلب و
ارادت را بر مزارشان آرام.
386- وقتی خدا خالق زبان و تکلّم است، پس تردیدی به خود راه
نده و به دنبال ترتیب آداب مباش. او را بخوان با هر زبانی که می
توانی و بر او دانایی.
387- تخریب سودجویانه طبیعت به دست بشر آغاز زوال موهبات
الهی بود که امروز در هیأت ناکامی و نامرادی در بستر روزگار
خودنمایی می کند.
388- کار آن ها که از ساده لوحی قشری ضعیف و ناتوان برای
تثبیت موقعیت خود و پرکردن جیب قدرتمندان بهره می برند
جنایتی کمتر از براندازی نسلی توسّط سایر ظالمان تاریخ نیست.
389- او که دل را کاروانسرای افکار و حجله گاه شهوت مادّی
نموده است چگونه انتظار حضور عشق الهی و برخورداری از
هادی نجات بخش زمان دارد.
390- نقشه پهنه آسمان در شب، انعکاسِ حضورِ حیاتِ زمین
است. درخشان باش.
391- انسان شریف نیازمند درجه نیست. همچنان که تقدّس دل،
محتاج تسبیح و سجّاده و دلق.
چه بسیارند آدم هایی که زندگی شان برای جلب نظر و تأیید
دیگران است.
392- عبارت دوستت دارم، هدیه ای کم زحمت ولی پربهایی
است که هر صبح و شام باید نثار همسران نیکوکار و زحمت کش
خود کنیم.
393- مردان سعادتمند محصول دامان و همجواری زنان خردمند و
وظیفه شناس هستند و زنان افسرده نتیجه بی توجّهی مردان
ناآگاه و بی معرفت.
خدایا عشقی که میوه همدلی و همزبانی است را بر همگان
ارزانی دار.
394- آن گاه که دلت یارای بخشیدن آن ها که به تو ظلمی روا
داشته اند را ندارد، مظلومانه به نزد خدا برو و از خودت شکایت
کن.
395- خیانت به تو، عهدی است که یک طرفه شکسته شده
است. اگر خاین توبه کرد عذرش را بپذیر. این به صلاح دل متعهّد
توست.
396- استعداد و فنته انگیزی در مردان چون کاشتن بذری در
شوره زار و در زنان چون باران بهاری در خارزار است. چه می شد
اگر بذر و باران الهی بر گلستان و خانه دلشان کاشته و نازل می
شد؟
397- صورت زن مظهری از جمال حضرت حق است که سیرت او
را بر خلق خدا قابل تحمّل کند. الله اکبر از پیچیدگی نظام فکری
این مایده!
398- زبان بلندگوی مکالمات دل است او را به جرم وظیفه
شناسی محکوم و مفتضح نکنید.
399- اگر می خواهی بذر درخت دانایی را که پدرت آدم در جوهر
وجودت کاشت و به واسطه همین خیر، دنیا و آخرت را به او دادند
به محصول بنشیند با شراب عشق و وفا به آبیاری آن بپرداز که
لقاءالله و تکیه بر عرش هستی مزد توست.
400- پیران و سالخوردگان هدیه های پر برکت پروردگار بر سفره
های شمایند عزیزشان دارید و بهره مند شوید.
401- اگر تحمّل بار گرفتاری های حاصل از نادانی مردم را نداری،
اگر در جوابگویی به نیاز مراجعین خود بریده ای،
اگر حوصله همجواری و هم اندیشی با کج اندیشان را از دست
داده ای و اگر از قدرت اداره خواسته های جسمی و روحی خود
عاجزی ،
فرصتی قرار ده و با چلّه نشینی، جان و دل و جسمت را تربیت
و پالایش کن.
402- چلّه نشینی یعنی: چهل روز مراقبه و کنترل مرزهای افکار و
احساس از نفوذ و تجاوز لشکر جهل بر مرزهای کشور جسم و
جان به فرماندهی عقل و حمایت دل که:
در آن پیروزی حق مبرهن است.
403- دوستی از من پرسید: آیا زمانی بوده است که کسی
مستوجب عفو نبوده، ولی او را بخشیده ای؟ گفتم: آری. گفت:
چه کسی؟ گفتم خودم.
به رهایی رسیدم در حالی که شادی و سلامتی را به من هدیه
کرد.
404- چون رود در مسیر اجباری حرکت کردن، چندان هنر نیست
هر چند از حجم و قدرت بالا برخوردار باشی. ولی سیلاب شدن و
دشتی را سیراب کردن گر چه از هیمنه کمتری برخوردار است،
زیور و افتخار سفره گسترده رزق الهی و بهتر از آن است، تو هم
این باش.
405- ایجاد، شناسایی و بهره مندی از ظرف زمان در زندگی، راز
برخورداری از استعدادهای درون و همراهی با حرکت تکاملی
کاینات است.
406- ظرف زمان همان دیگ بزرگی است که شما برای تهیّه یک
غذای مناسب - مثلاً برای صد نفر- نیاز دارید که اگر فاقد آن
باشید مواد و مصالح غذایی نابکار خواهد افتاد. سعی کنید آشپز
خوبی باشید.
407- شما مظروف ظرف زمانید بزرگوار باشید و صبور، تا هستی
با شما انرژی مخلوق را توزیع کند.
408- اگر دوستان، فامیل، وابستگان و حتّی پدر و مادر خود را
ارزیابی کنید آن گاه به تنهایی خود در این کره پهناور پی خواهید
برد.
409- اشرافی گری و دنیازدگی است که انسان ها را به سقوط
می کشاند و مردمان متعصّب خود را از کم ترین برخورداری ها
محروم می نمایند که از بودن در شمار آنها دوری کرده باشند. در
حسرت فهم درست آدمی، جانم درآمد.
410- آن چه را در خانه های خود از سال ها پیش انبار کرده و
بدون استفاده نگهداری می کنید قطعاً مورد نیاز ضروری در خانه
دیگر است آن ها را به نیازمندان برسانید.
411- درآمد و هزینه تو در مقاطع مختلف زندگی ممکن است
متفاوت و معمولاً رو به ازدیاد باشد.
ولی یادت باشد بهره مندی تو از آن همه، همیشه جز نیاز در
مقیاس واحد آدمی نبوده، این که تو خود را برای دیگران به آب و
آتش می زنی خوب است ولی متوجّه نیستی.
412- زهی خیال باطل، اگر باور کنی سرمایه و دارایی خارج از
مقیاس آدمی، تو را سرافراز و جاویدان خواهد کرد چرا که تمام آن
هایی که سطح شان به اندازه ناچیزی هم از تو کمتر باشد خود
را طلبکار و تو را مدیون خود می دانند.
413- اگر می خواهی ببخشی، بنا کنی، رها کنی، جدا کنی، یک
کلام رو به خدا کنی، سریع تصمیم بگیر و عمل کن. فردا خیلی
دیر است.
414- اصرار به دنیا طلبی و ثروت حماقت است چرا که اگر موفّق
شوی دشمنانت تو را به ظلم و خیانت، دوستانت تو را به کینه و
حسادت و عوام النّاس هم به تأیید هر دو چوب خواهند زد.
415- چه غافل است آن که چشمی را که خداوند برای دیدن و
بصیرت دل به ما ارزانی کرده صرف دیدن خطاها و عیوب دیگران
کند.
416- هرکس جلوه وبیان افکار و اعتقاداتی است که او را احاطه
کرده به آن عمل می کند.
417- از اسلام مسلمان تر و از مذهب مقدس تر و از خدا هم ریز
بین تر ،این شیوه خشک مقدسّانی بود که از فرط دینداری به
جهنم افتاده بودند.
خدایا به اطرافیانشان اجر و صبر عنایت فرما.
418- توقّف در هزار توی مسایل و احکام دینی ودست وپنجه نرم
کردن با شیطان (وسواس) برای اثبات حقانیت عمل،
این سرگرمی های نفسانی، پیشرفته ترین نوع غفلت از خداوند
وخود دسیسه ای شیطانی است. رها شوید تا در دامن پروردگار
بیارامید.
419- علمی که تو را راهنمای مسیر هدفدار نباشد، جهلی است
که روشنایی خود را از خورشید دزدیده است.معاشر دزدان
خورشیدی مباش.
420- خود بزرگ بینی،خودرأیی،خود پسندی وعُجب و غرورمیوه
های تلخ درخت جهل و نا آگاهی بودند،ازآنگاه که در مزرعه علم
دانشگاه جهان خوشه چین شدم.
421- فرزندان تازه به دوران رسیده چنان بر پدر و مادر خود تحکم
می کردندکه گویا از آنها نزاده اند و بزغاله ای را دیدم که دست از
بازی و شیطنت های بچه گانه کشید تاآرام دل بی قرار مادرش
گردد.
422- دنیا چون قفسی را مانَد که در آن روح آدمی را به بند
کشیده اند،آنچه در راه آزادی از این قفس اندیشیده و عمل می
کنیم، آیین زندگی است.
423- دو بخش تشکیل دهنده عالم هستی:انرژی و کار هستند
که تصادف وتعامل آنها با مبداهستی –universe – تعیین کننده
نظام زندگی ما در حیات اند. همه اتّفاقات عالم در این نظام قابل
ارزیابی و پی گیری است.
424- طول موج متصاعد شده از هر انرژی در حیات بعد از برخورد
با انرژی در مبدأ هستی، انعکاس یا برگشتی حاصل از برآیند آن
دو به صورت مثبت یا منفی دارد.بهره مندی ما محصول این اتّفاق
است.
425- سخن گفتن با چاه قنات، توصیه به درمیان گذاشتن تقاضای
مکتوب یا شفاهی خود با آب ، حاکی از ایجاد و پخش انرژی
است که، نتیجه گیری از آن- در برخورد با انرژی مبدأ هستی-
انجام خواسته ماست.
426- خودت را در معرض انرژی کاینـات قرار ده و همیشه منتظـر،
آغـوشت را برای در برگرفتن هدیه های هستی باز نگهدار، در
حالی که بهترین خواسته ها را در دل خود تکرار می کنی.
427- انرژی و امواج صادر شده از ما، تبدیل به کار می شوند.
خوب فکر کردن و مثبت اندیشی همیشه منشأ نتیجه گیری های
قابل قبول و ایجاد شرایط رشد و تعالی است.
428- تعبیر خواب های مثبت و منفی یعنی: به ثمر نشاندن
خواسته هایی که آگاهانه یا ناخودآگاه در ضمیرتان به انتظار
نشسته اید.
429- امواج متصاعد شده در هستی از یک جنس –انرژی- و به
سوی یک هدف در حرکت اند. امّا با طول موج متفاوت، هم چون
تفاوت انحصاری در قرنیه چشم و سر انگشتان و سلولهای بنیادی
هر انسان.
430- بیش از نود درصد سطح کره زمین را آب فراگرفته و ساختار
بدن آدمی نیز در همین مقیاس از آب تشکیل شده است.
هوشمندی مولکول های آب و تأثیرپذیری آن ها در مقابل رفتارها و
شرایط جانبی، دلیلی است براین که ما و کره ای که در آن
زندگی می کنیم آیینه تمام نمای عملکرد نوع بشریم. چه کسی
را ملامت کنیم؟
431- سیطره و اندوه و افسردگی حاکم بر جان ما، نتیجه فاصله
گرفتن از مبدأ هستی است. همچنان که سیّارات تاریک ،یخ زده
و دورافتاده از منظومه شمسی حاصل محروم بودن از نور و
گرمای خورشید هستند.
432- همیشه فواصل بین کلمات، سخنان، نت های موسیقی و
دم و بازدم در اهل جان به هویّت خود معنی می دهند. از فاصله
بین افکار خود استفاده و در زندگی خود معجزه کنید. این همان
مراقبه ای است که در آموزه های دینی بدان توصیه می شود.
433- توصیه به عمل خیر برای ذخیره آینده و ایجاد و نزول
غیرمنتظره هدیه ها و موهبات ویژه به سبب انجام عملکرد ها و
ارسال امواج مثبت انرژی گذشتگان در حلّ مشکلات، محصول
آنالیز حساب ما، در مبدأ هستی است.
434- ((الذّکرُ خَبَرُ الذِِّکر)) محتوای هوشمندی و عمل مثبتی است
که مبدأ هستی به ما هدیه داده است. این همان توفیقی است
که ما را شکرگزار خالق کرده و خود شروع دیگری است برای
آزادی انرژی و تکرار....
435- نماز و عبادات، سکّوی پرتاب انرژی های سودمند برای
برخورداری از مواهب کاینات است. کافی است به آن چه
نیازمندید معرفت پیدا کنید.
436- بی دینی عدّه ای را حاصل دینداری کسانی دیدم که از فرط
تعصّب و سخت گیری در بدیهی ترین مسایل بر مردم، زندگی را
به کامشان تلخ و خود نیز محروم دنیا و آخرت شده بودند.
437- فروغی را که از بدست آوردن دل و حلّ مشکلی از خلق
خدا در هدایت انسان به سوی قرب الهی دیدم صدها بار روشن
تر از نوری بود که زاهدی بر سجّاده خود از خدا طلب می کرد.
438- او را که دین و عبادتش در حلّ مسایل و طی مراحل
عبودیّت و کمال کارگر نیافتد نوکرحقیر نفس امّاره دان.
439- حمل واقعیّات تاریخ هم اگر به ظرف عقل و فهم حقایق
نیانجامد دامنه جهالت و انحراف را گسترده تر کرده و انحطاط آور
است.
440- امروز بر این اندیشه ها خرده می گیرند باشد که فردا
صداقت را مهر تأیید گردد.
441- حروف مقطّعه قرآن فایل های فشرده شده معارف قرآنی
است که بعدها باز خواهد شد.
442- الفاظ و عبارات، توان بازگویی و حمل محتوای واقعیّات را
ندارند همچنان که زبان از بیان حقایق الکن است. در تأیید و ردّ
نظرهای خود و دیگران اندکی درنگ و اندیشه کن که الله اعلم.
443- حسادت، کینه، نفاق و کج اندیشی محصول دل ها و قلوبی
است که از آبشخور انحراف در اصول ومعارف سرچشمه گرفته،
در برکه و تالاب اندیشه های معیوب متوقّف و گندیده اند.
445- خوشه چین مزرعه عشق و زندگی باش تا از حلاوت و
شهد بندگی برخوردار شوی، چه آن که را خرمنی باید، مجال
درک خوشه ها نشاید.
446- صبحگاهان که سر از بستر آرام خواب بر می داری با درون
خود به ذکر باش و با برون خود به مهر که ذات حق تو را توفیق
حیات داده است و فرصتی دیگر برای بندگی. این کسب لیاقت را
گرامی دار و بر درگه او شکرگزار .
447- هجوم افکار، اعمال و اندیشه های اهل روزگار را برای خود
نعمتی دان که اگر ظرف آن را نداشتی به سوی تو سرازیر نمی
شد. استوار باش.
448- قرآن گنجینه ای است که اعضاء بشر در شئون خود از آن
بهره مند می شوند،هیچ حساب نسیه ای در آن ثبت نمی
شودوهیچ غارتگری توان صدمه وتصرف بر آن را ندارد.
آبادی جهان حاصل سود سرمایه آن است که به دست خلق خدا
پرداخت میشود. تو هم بهره مند باش
449- چه بی نصیب است آنکه را پدر و مادری در قید حیات دارد
ولی از نعمت خدمتگزاری ولطف به آنان محروم ،آنها مجرای ویژه
نزول فیض پروردگارند.محروم نمانید.
450- نزدیک ترین دورها عظمت درون و مکانیزم حیات درجسم تو
ودور ترین نزدیک ها اعماق کهکشان ها و صحراهای کیهانی
است که ،آن یک با چشم دل ودیگری با چشم سر قابل
دسترسی است،در حالیکه نور خورشید وستارگان راهنمای سر
هستند فقط نور خداست که راهگشای چشم دل است. بر فروغ
چشم دل همت گمار.
451- تفکر عبادتی است که ذکر آن در زمین وصدای آن در عرش
است و عبادت تفکری است که ذکر آن در عرش و صدای آن در
زمین است. عبادت میوه درخت تفکر است. همواره به تفکر باش
452- حسادت وغرور، دو آفت مرگ آفرین و فساد آور در محدوده
اهل علم است که اگر عالم بدان مبتلا گردد،جاهل را مقامی والا
تر است.
453- عده ای آن چنان در مقام دفاع از دین ومذهب محکم
ومقتدرانه سخن می گویند که گویافرستاده غیب اند،حال آنکه
وقتی دلیل عقلانی برای اثبات حرف های شان طلب می کنی
ترا به محدودیت فهم واطاعت محض فرا می خوانند.
ابلاغ دستور بی دلیل برای انسان فهیم غیر قابل باوراست.
454- سادیسم مذهبی همان روحیه ایجاد ترس ووحشت از
خدایی است که مردم به واسطه آن به عبادت وبندگی روی می
آورند و مبلغان آن در کمال غرور و خودخواهی احساس
خوشحالی و رضایتمندی می کنند.
455- غواص کاینات سوار بر امواج خروشان اندیشه و دل دریایی
شماست،خود را به ساحل آرامش برسانید و هدیه های زندگی
را تحویل بگیرید. این حق شماست که در بندگی خدا دل به دریا
زده اید.
456- خدا پرستی کنونی مردم نوعی بت پرستی مدرن است.این
حقیقت روشن و مبرهن که ذکر آن شرم آور است ، هدیه ای
بود که در جوار کعبه به دام اندیشه ام افتاد.
457- حقیقتا فضل خداست که مارا سر پا نگه داشته است ،
وگرنه با سطح برداشت و اعتقادی که از او داریم ، اصلا لیاقت
بندگی وبهره مندی از نعمت هایش را نداریم.
458- اغلب به دعا نشستگان را کاهلانی دیدم که از سر طمع و
مظلوم نمایی،در اندیشه تیغ زدن از خزانه الهی بودند، غافل از
آنکه خدا را با کد خدایشان اشتباهی گرفته اند.
....بخشش و مرحمت الهی شامل حالشان شد ولی به حکم
عدالت همگی باز داشت و روانه زندان دل شدند.
459- شب قدر را مراسم جشن تولد قرآن دیدم که در آن ، دل
های مومنان هدیه های آن و دعای جوشن کبیر را سرود مولودی
اش کرده بودند.
و چه زیبا بود که مردمان مولود آن شب را به رسم ملاطفت
بوسه می زدند و بر سر می گذاشتند
واما گریه شان از سر شوق بود ویا خوف، خدا می داند.